تبليغاتX
به یاد پاییز
به یاد پاییز



 

خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن

خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند

يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني

تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!

پنجشنبه 1387/10/12 توسط دسپینا |

 

نمی توان همساز طبیعت بودن را یک اصل اخلاقی دانست. زیرا طبیعت بی رحم است و اگر آدمی بخواهد مطابق با طبیعت زندگی کند باید بی رحم باشد

یکشنبه 1387/09/03 توسط دسپینا |

دوستت دارم

دلت تنگ است ميدانم ، قلبت شكسته است مي دانم ، زندگي

برايت عذاب است ميدانم ، دوري برايت سخت است ميدانم … اما

براي چند لحظه آرام بگير عزيزم … 

گريه نكن كه اشكهايت حال و هواي مرا نيز باراني مي كند ، گريه  

نكن كه چشمهاي من نيز به گريه خواهند افتاد … آرام باش عزيزم ،  

دواي درد تو گريه نيست!  

بيا و درد دلت را به من بگو تا آرام بگيري ، با گريه خودت را آرام نكن...!  

با تنهايي باش اما اشك نريز ، درد دلت را به تنهايي بگو زماني كه  

تنهايي!

گريه نكن كه اشكهايت مرا نا آرام ميكند .! گريه نكن چون گريه تو را

به فراسوي دلتنگي ها ميكشاند ! گريه نكن كه چشمهايم طاقت اين  

را ندارند كه آن اشكهاي پر از مهرت را بر روي گونه هاي نازنينت  

ببينند ، و دستهايم طاقت اين را ندارند كه اشكهاي چشمهايت را از  

گونه هايت پاك كنند .! گريه نكن كه من نيز مانند تو آشفته مي شوم!  

گريه نكن ، چون دوست ندارم آن چشمهاي زيبايت را خيس ببينم!

حيف آن چشمهاي زيبا و پر از عشقت نيست كه از اشك ريختن

خيس و خسته شود؟

اي عزيزم ، اي زندگي ام ، اي عشقم ، اگر من تمام وجودت مي  

باشم ،اگر مرا دوست ميداري و عاشق مني ، تنها يك چيز از تو  

ميخواهم كه دوست دارم به آن عمل كني و آن اين است كه ديگر

نبينم چشمهايت خيس و گريان باشند! زندگي ارزش اين همه اشك  

ريختن را ندارد ، آن اشكهاي پر از مهرت را درون چشمهاي زيبايت  

نگه دار ، بگذار اين اشكها در چشمانت آرام بگيرند … عزيزم گريه نكن  

چون من از گريه هايت به گريه خواهم افتاد ! وقتي اشكهايت را

ميبينم غم و غصه به سراغم مي آيد!

وقتي اشكهايت را ميبينم حال و هواي غريبي به سراغم مي آيد !  

وقتي اشكهايت را ميبينم ، از زندگي ام خسته مي شوم! وقتي

اشك ميريزي دنيا نيز ماتم ميگيرد ، پرندگان آوازي نميخوانند ، بغض  

آسمان گرفته مي شود ، هوا ابري مي شود و پرستوهاي عاشق  

خسته از پرواز !

گريه نكن عزيزم… آرام باش عزيزم، بگذار اين اشكهاي گذشته را از  

گونه هاي نازنينت پاك كنم ، دستهايت رادر دستان من بگذار عزيزم،

سرت را بر روي شانه هايم بگذار عزيزم و درد و دلهايت را در گوشم  

زمزمه كن عزيزم … من مي شنوم بگو درد دلت را عزيزم!

با گريه خودت را خالي نكن عزيزم چون بغض گلويم را مي گيرد ، با

گفتن درددلت به من خودت را خالي كن تا دل من نيز خالي شود!

ميدانم وقتي اين متن مرا ميخواني اشك از چشمانت سرازير مي

شود آري پس براي آخرين بار نيز گريه كن چون اين درد دلي بود كه

من نيز با چشمان خيس نوشتم ....

 

 

 

یکشنبه 1387/09/03 توسط دسپینا |

 

 

سلام گمشده من !

باز برای تو می نویسم ...

برای تو که می توانی به دنیای من قدم بگذاری . دنیای من پر شده از آرزوی با تو بودن حتی برای لحظه ای . من مانده ام و حسرت رسیدن به تو . دلم می خواهد مرز جدایی بشکند و تو به سرزمین آرزوهای من بیایی . رویای شبانه ام پر شده از خواب و خیال رسیدن به تو و من می خواهم فردا با سپیده ی نگاه تو از خواب برخیزم ولی انگار تو دوردست ترین سپیده برای رسیدن به سرزمین سرد و تنهایی دل منی . من آبی تر از همیشه زمزمه های آسمان قلبم را برای تو می خوانم دلم می خواهد بشنوی . گاهی فکر می کنم اگر رفتن اینقدر سهل است پس چرا من جا مانده ام و اگر سخت است تو چرا ساده کوچ کردی و رفتی ؟ کاش می دانستم کجای این سرزمینی و چه می کنی کاش می دیدمت و بهت میگفتم برگرد عشق تو سخت پیشمان است خیلی پشیمان و هیچ چاره ای ندارد . هر جا که فکر کنی دنبالت گشتم ولی نه آدرسی نه شماره ای هیچ نشانی از تو نداشتم چطوری می توانستم پیدایت کنم پیش امام رضا هم رفتم همان آدرسی که بهم داده بودی ولی اثری نیافتم . دیگر نا امید شدم بعد از آن همه انتظار خدا یک فرجی کرد ولی با یک لحظه غفلت و اشتباه من همه چیز بر باد رفت خیلی افسوس خوردم چه راحت از دست دادمش و دفتر خاطراتم با خط نازنین تو بهترین یادگاریست که از تو به جای مانده و مواقع دلتنگی آرامم می کند .

دلم به هوای دیدنت پر می کشد و ترک برداشته و انگار التیام نمی پذیرد . همیشه در خلوت خیالم به این می اندیشم که روزی تو برگردی و بگویی : همه دوران سخت و طاقت فرسای دوری را خواب دیده ام و تا ابد در کنار تو بمانم .

نگاه کن ! امشب واضح تر از همیشه ، هیچ شمعی در خلوتم نمی سوزد این منم که می سوزم و سایه ام را هر بار تنهاتر روی دیوار به یادگار می گذارم . انگار درجا می زنم و تو دور می شوی و من دور می مانم از تو ... ! تاریخ آمدنت را به یاد دارم و اما تاریخ رفتنت را هزار بار خط زده ام تا فراموش کنم از تو دور مانده ام . امروز هم تو را نخواهم یافت ، اما باور کن بی صبرانه انتظار می کشم تا برگردی همیشه به یادت هستم و همیشه در آرزوی تو .............

شنبه 1387/09/02 توسط دسپینا |

شنبه 1387/09/02 توسط دسپینا |

 

 

 

شنبه 1387/09/02 توسط دسپینا |

 

 

 

 

شنبه 1387/09/02 توسط دسپینا |

 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

 

شنبه 1387/09/02 توسط دسپینا |

عشق یعنی ؟!

عشق یعنی چه... شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چیست؟ " استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! " شاگرد به گندم زار رفت و پس ازمدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ " و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهایگندم زار رفتم ." استاد گفت: " عشق يعنی همين.....

 

شنبه 1387/09/02 توسط دسپینا |

 

چقدر سخته وقتی تو زندان عاشقی گرفتار شدی

و ازت پرسيدن جرمت چيه؟؟؟

بگی : عشق ...

چقـدر سختـه وقتی كه كادو تولدت که همیشه

كلـــی واســت عــــزيـــــزه

بی وفايی باشه ...

چقدر سخته وقتی كسی كه دلت رو اسیر کرده

جــواب نـگاه عــاشـقــانــه

تـو رو نـده ...

چقدر سخته وقتی عاشق كسی باشی که

از عـــشــق چــيــزی

نمی دونه ...

ولی سخت تر از همه اينه كه تو جاده های

عاشقی به تابلوی عبور ممنوع بخوری

به همـون تابلويی كه هزاران قلب

عاشق رو پشت خودش

نگه داشته ...

عشق ممنوع !

 

 

 

 

شنبه 1387/09/02 توسط دسپینا |

 

 

هميشه همينطور است.... يکي مي ماند تا روزها وگريه را حساب کند
يکي مي رود تا در قلبت بماند تا ابد....

اشک هايت را پشت پايشبريزي رسم روياها همين است.....
که تنها بماني با اندوه خويش روزها و گريه ها را بهآسمان خالي ات سنجاق کني
بايد باور کني که بر نمي گردد....
که بگويي چقدر شب ها سربي شام گذاشته اي تا بتواني هر صبح با يک شاخه گل ارزان منتظرش بماني......

 

شنبه 1387/09/02 توسط دسپینا |

يادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد

نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد

خطی ننويسم که آزار دهد کسی را که تنها دل من ؛ دل نيست

 يادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام نه برای تكرار اشتباهات گذشتگان

يادم باشد جواب كين را با كم تر ا ز مهر و جواب دورنگی ر ا با كمتر از صداقت ندهم

يادم با شد گره تنهايی و دلتنگی هر كس فقط به دست دل خودش باز می شود

يادم باشد هيچ گا ه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم

شنبه 1387/07/27 توسط دسپینا |

 

سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد
عشق اینبار به دیوانه شدن می ارزد
گرچه خاکسترم و همسفر باد ولی
جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد
تیشه بر ریشه ی قصری که در آن شیرین نیست
 بیستون بی تو به ویرانه شدن می ارزد
یوسفم سینه ی من پیرهن پاره ی من
 ننگ این قصه به افسانه شدن می ارزد
خاک خامم عطش آتش و می در دل من
بزن آتش که به پیمانه شدن می ارزد
شانه ام زیر غم عالم و آدم اما
یک نفس زیر سرت شانه شدن می ارزد
 

سه شنبه 1387/07/23 توسط دسپینا |

 

 

ای عشق همه بهانه از توست
 من خاموشم این ترانه از توست

 آن بانگ بلند صبحگاهی

 وین زمزمه ی شبانه از توست

 من انده خویش را ندانم

 این گریه ی بی بهانه از توست

 ای آتش جان پاکبازان

 در خرمن من زبانه از توست

افسون شده ی تو را زبان نیست

 ور هست همه فسانه از توست

 کشتی مرا چه بیم دریا ؟

 توفان ز تو و کرانه از توست

 گر باده دهی و گرنه ، غم نیست

 مست از تو ، شرابخانه از توست

 می را چه اثر به پیش چشمت ؟

 کاین مستی شادمانه از توست

پیش تو چه توسنی کند عقل ؟

رام است که تازیانه از توست

 من می گذرم خموش و گمنام

 آوازه ی جاودانه از توست

 چون سایه مرا ز خاک برگیر

 کاینجا سر و آستانه از توست

 

سه شنبه 1387/07/23 توسط دسپینا |

 

عبرت چه واژه زيبا اما غريبي است !شنيدم آنانكه از گذشته خود عبرت نمي گيرند چاره اي جز تكرار آن ندارند و آنجا بود كه فهميدم چرا زندگي ما تكراري است .

 

دوشنبه 1387/07/22 توسط دسپینا |

 

 

به آنان كه عاشقند و دوست دار يار

 راز عشق در تواضع است
اين صفت به هيچ وضع نشانه تظاهر نيست
بلکه نشان دهنده احساس و تفکر قوي است ـ ميان دو نفري که يکديگر را دوست دارند ـ تواضع مانند جويبار آرامي است که چشمه محبت آنها را تازه و با طراوت نگه ميدارد

 راز عشق در احترام متقابل است
احساسات متغير اند امااحترام دو نفر ثابت ميماند
اگر عقايد شريک زندگي ات با عقايد تو متفاوت است
با احترام به نظريات اش گوش کن
احترام باعث ميشود که او بتواند خودش باشد

 راز عشق در اينست که
به يکديگر سخت نگيريد
عشقي که آزادانه هديه نشود اسارت است

 راز عشق درين است که
هر روز کار کني که شريک زندگي ات را خوشحال کن
نگذار که جويبار محبت از کمي باران بخشکد

 راز عشق در اين است که
حقيقت اصلي عشق يعني تفکر را از ياد نبري
آيا يک رابطه دراز مدت مهمتر از اختلافات کوچک و زود گذر نيست ؟
 راز عشق در اين است که
رابطه تان را مانند يک باغ با محبت تزئين کنيد
بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه را بکار که زيبائي ـ برويد
ضمناً فراموش مکن که باغ را بايد هرس کرد
مبادا غنچه هاي گل پوشيده از علف هاي هرز عادت شود
براينکه عشق همواره با طراوت بماند بايد به آن مثل هنر خلاقانه نگاه کرد

 راز عشق در خوشي مشربي است
شوخي با ديگران را فراموش نکن در ضمن مراقب شوخي ها ات باش
شوخي نا پسند نکن ـ شوخي بايد از روي حسن ونيت باشد نه نيشدار

 راز عشق در اين است
که مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي و صبر کني تا خون سرد را دو باره بدست آوري
با اينکه احساس جلوه الهام است اما شخص اعصباني نمي تواند چيز ها را با وضوع درک کند
قلبت را آرام کن
تنها به اين وسيله است که مي تواني چيزها را آنگونه که هستند دريابي

 راز عشق در اين است که
طرف مقابل ات را تحسين کني
هرگز با فرض اينکه خودش اين چيز ها را مي داند از تحسين غافل نشو
مشکلي پيش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نيت بگويي دوستت دارم
گر چه احساسات بشري به قدمت نسل بشر است ـ اما کلمات تازه و جوان خواهند ماند

 راز عشق در اين است كه
که بيشتر با نگاه حرف بزني زيرا چشم ها پنجره هاي روح هستند
اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کني مثل آن است که پنجره ها را با پرده زيبايي بيارايي و به خانه گرمي و جذابيت بخشي

 راز عشق در اين است که
وقتي پيشنهادي به ذهنت ميرسد براي نياز خودت به بيان آن فکر نکني ـ بلکه به علاقه ديگري به شنيدن آن فکر کني
اگر لازم بود حتي ماه ها صبر کن تا آماده گي شنيدن آنچه را که ميخواهي بگوئي پيدا کند

راز عشق در اين است که
هيچکدام خود را معلم ديگري ندانيد
به عبارت ديگر از اينکه ميتوانيد از يکديگر ياد بگيريد سپاسگذار باشيد

 راز عشق در اين است که
در سکوت دست يکديگر را بگيريد ـ
کم کم ياد ميگيريد که بدون کلام رابطه برقرار کنيد

 راز عشق در اين است که
شريک زندگي ات را با طناب نياز مبند ـ
گياه هنگامي رشد که آزادانه از هوا ونور آفتاب استفاده کند ـ

 راز عشق در اين است که
به عشق بيشتر از يکديگر احترام بگذاريد ـ
زيرا عشق هديه ازلي خداوند است ـ

 راز عشق در اين است که
هنگام سوء تفاهم فقط به اين فکر نکني که طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است ـ

 راز عشق در اين است که
از يکديگر انتظارات بي جا نداشته باشيد
ذهنيت را بر ارزشهائي متمرکز کن که شما را به يکد يگر نزديکتر ميکند ـ
نه بر مسائلي که بين شما فاصله مي اندازد
 راز عشق در اين است که
حس تملک را از خود دور کني
در حقيقت هيچ کس نمي تواند مال کسي شود ـ
در عوض به راه حلي فکر کني که در آينده از بروز چنين سوء تفاهم هايي جلوگيري کني

 راز عشق در اين است که
باور ها آرمان ها و اهدفتان را با يکديگر در ميان ب
گذاريد

 
 

دوشنبه 1387/07/22 توسط دسپینا |

ارسال متن از دوستم ونوس

لبریزم از حس دوست داشتن

دیگر جمله های دوستت دارم عاشقتم کفایت نمی کند

هنوز پیدا نکرده ام واژه ای را که لایق عشق ناب تو باشد.

هنوز پیدا نکرده ام واژه ای که گویای احساس من به تو باشد

نامت را آسمانی ترین می نهم اما نه باز هم شایسته ی تو نیست تو فراتر از آسمانی

آنقدر خوب و مهربانی آنقدر برایم عزیزی که نمی دانم تو را چه بنامم

فرا تر از گلواژه فراتر از عشق نمی دانم

دلم می خواهد زیباترین و با احساس ترین جمله های عاشقانه را بپای تو بریزم

اما چکنم زبانم قادر نیست

می بوسم خدایی که تورا برای من خلق کرد

می بوسم خدایی که فرشته تر از فرشته برای من خلق کرد

سه شنبه 1387/07/09 توسط دسپینا |

لالا لالا لالا

گل پونه    بیا که بی تو این دل خونه

         بیا که بی تو تن خسته ام لبریز از حس جنونه

لالا لالا لالا

گل لاله      زندگی بی تو برام محاله

        بیا که از وقتی که رفتی این دل همش داره می ناله

گریه شده کار منو              غصه شده همدم من

قطره اشکتو روی چشمام شده شریک غم من

بیا که با اومدنت تموم می شه درد های من

بیا که وقتی تو باشی قشنگ می شه  دنیای من

برای من که عاشقم

                        عشق همیشگی تویی

اونکه کنارش دلخوشم                 فقط تویی تویی

سه شنبه 1387/07/09 توسط دسپینا |

 

 

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب بوسه یعنی خلسه در اعماق شب بوسه یعنی مستی از مشروب عشق بوسه یعنی آتش و گرمای تب بوسه یعنی لذت از دلدادگی لذت از دیوانگی لذت ز شب بوسه یعنی حس طعم خوب عشق سادگی طعم شیرینی به رنگ بوسه آغازی برای ما شدن لحظه‏ای با دلبری تنها شدن بوسه سرفصل كتاب عاشقی بوسه رمز وارد دلها شدن بوسه آتش می‏زند بر جسم و جان بوسه یعنی عشق من با من بمان شرم در دلدادگی بی‏معنی است بوسه بر می‏دارد این شرم از میان طعم شیرین عسل از بوسه است پاسخ هر بوسه‏ای یك بوسه است بهترین هدیه پس از یك انتظار بشنوید از من فقط یك بوسه است بوسه را تكرار می‏باید نمود بوسه یعنی عشق و آواز و سرود بوسه یعنی وصل جان‏ها از دو لب بوسه یعنی پر زدن یعنی صعود بوسه یعنی عشق خالی از گناه بوسه یعنی قلب تو از آن من بوسه یعنی تو همیشه مال من

 

 

یکشنبه 1387/07/07 توسط دسپینا |

 

 

 

 

راستی چقدرسخت است خندان نگه داشتن لب ها درزمان گریستن

قلب هاوتظاهربه خوشحالی دراوج غمگینی وچه دشواروطاقت فرساست گذراندن

روزهایی تنهایی و بی یاوری درحالی که تظاهرمی کنی هیچ چیز برایت اهمیت ندارد

 اما چه شیرین است درخاموشی وتنهایی به حال خود گریستن

 

 

 

یکشنبه 1387/07/07 توسط دسپینا |



ای دوست

این روزها

با هرکه دوست میشوم

احساس میکنم

آنقدر دوست بوده ایم که دیگر

وقت خیانت است


RSS 2.0

Design By Parstheme